نوشته Spoiler داره، به قول ترجمه تخمی ویکیپدیا "خطر لوث شدن داره"... من نمیدونم مجبوریم همه چیزو ترجمه کنیم؟! فیلم رو ندیدی نخون.هرچند به لطف فیلم هیچکاکی فرهادی اگه بفهمی آخرش چی شده هم هیچی نفهمیدی!
بیشتر میخوام درباره الیها صحبت کنم. الی که هیچکس حتی اسمش رو هم نمیدونه، الی که هیچکس نمیدونه غرق شد، مرد، خیانتکار بود یا قربانی، دروغگو بود یا معصوم... الی که هیچکس درکش نکرد و هرکس یه چیزی گفت، هیچکس هم درست نگفت بهجز زن آلمانی احمد: یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه.
الی خودش رو کشت؟ الی برای نجات آرش غرق شد؟ دقیقا پیام فیلم همینه، مهم نیست الی چه شد، مهم اینه که الی رفت... الی از ته دلخندیدن، بادباکبازی کنار ساحل را رها کرد، گفت "باید بروم" و رفت...
الی همه کسانیست که هیچوقت شناخته نمیشوند، هیچوقت درک نمیشوند حتی هیچوقت درک نمیکنند. الی هدایت است که خودکشی کرد، الی من هستم که در خودم مردهام، الی تویی هستی که حتی اسمت را هم نمیدانند، چه برسد به اینکه بدانند چرا رفتهای.
فعلا تصمیم ندارم زیاد از لحاظ تکنیکی الی رو نقد کنم، هرچند دارم
مینویسم، نقدام طولانی نیستند ولی خب خیلی روشون وسواس بهخرج میدم،
فقط محض اطلاع گفته باشم که فیلم تقریبا بینقصیه بهجز یکی دوتا اشکال
مثلا موردی که بصورت پارادوکسیکال گریبانگیر فیلمهایی با کست خوب میشه و اونم قربانش شدن بازیگرهای فیلمه. در مورد صابر ابر صحبت نمیکنم، حضورش مثل صاعقه بود تو فیلم، منظورم بازیگرای دیگه مثل مانی حقیقی هستند.
بهطور قطع نمیشه گفت اشکال ولی خب آزار میده آدم رو که ببینه پتانسیل تو
کوتاهی نقش حروم میشه (این اشکال گفتم، تو فیلمای با کست عالی دیده
میشن، حالا میخواد Dark Knight نولان باشه که اکهارت رو قربانی کرد یا
درباره الی فرهادی باشه که حقیقیها رو قربانی کرد)
تو فکرم یه وبلاگ نقد فیلم هم بزنم با یکی دوتا از دوستان اهل فن، ولی محض اطلاع سیستم نقد بندیم رو از عدد (از 100 نمره) به ستاره (از پنج ستاره) تغییر دادم، که به درباره الی فرهادی 4.5 ستاره میدم، هرچی تلاش کردم گیر بدم نشد :دی
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت 15:32 توسط امام خنزری
|
- دکتر برنارد هازلهاف میگه اگه من تو یه جزیره متروکه بودم، باید به همراهام عادت میکردم: خودم و نارگیلام. میگه باید خودم را با زگیلهام و همه چیزام قبول کنم و اینکه زگیلها بخشی از ما هستند و نمیتونیم اونها رو انتخاب کنیم. هرچند میتونیم دوستامون رو انتخاب کنیم و من تورو انتخاب کردم.
- تو بهترین دوست من هستی. تو... تنها دوست من هستی.
So, so you think you can tell
Heaven from Hell,
Blue skies from pain.
Can you tell a green field
From a cold steel rail?
A smile from a veil?
Do you think you can tell?
Did they get you to trade
Your heroes for ghosts?
Hot ashes for trees?
Hot air for a cool breeze?
And cold comfort for change?
Did you exchange
A walk on part in the war,
For a lead role in a cage?
How I wish, how I wish you were here.
We're just two lost souls
Swimming in a fish bowl,
Year after year,
Running over the same old ground.
What have we found
The same old fears.
Wish you were here.
چقدر پینک فلوید رو دوست دارم، چقدر این آهنگ رو دوست دارم...
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت 1:11 توسط امام خنزری
|
از زمین خسته شدهام. از این مردم. از گیر افتادن در گرفتاریهای آنها
اینجا نشستهام و خیره شدهام به گلدان خالی. از یک جا نشستن، از سکون همیشه لذت بردهام، از دیدن اتفاقاتی آنقدر ریز که گویی حتی اتفاق نیفتادهاند. خانم وارد میشود، دست ساز است و مورد دار. گفته بودم من اعتقادی به خدا ندارم، و اگر هم خدایی باشد من خدا نیستم. بعضی وقتها آنقدر شبیه انسانهاست که به خودم میگوییم منهتن عجب گهی خوردی به ایدرین گفتی شاید بشری، چیزی ساختم.
چند دقیقه دیگر وارد خواهد شد، خواهد پرسید به نظرت گلها زیبا نیستند؟ و من خیره به روبرو خواهم گفت نه. بیشتر به درد خوردن میخورند. خانم خیره به گلدان میپرسد جان، گل سرخ من که در گلدان بود کو؟ دور دهنم را پاک خواهم کرد و خواهم گفت: من چهمیدانم. خانم گریان قصر شیشهای را ترک میکند. صدای گریهاش را از لرزش خفیف این شیشهها میشنوم، نه، حس میکنم. گویی حتی اتفاق نیفتاده است.
خانم وارد شد، پرسید به نظرت گلها زیبا نیستند؟
پ.ن: اگر نمیدانید دکتر منهتن کیست به تخمم، بروید Watchmen را بخوانید.
پ.ن2: We're all puppets, Laurie. I'm just a puppet who can see the strings.
1- از ساعت 4 صبح تا همین یک ساعت پیش خواب بودم... سرم بهشدت درد میکنه و عجیب نیکوتین لازم هستم... دلم لک زده برای ویسکی، نه از این گرنتسهای مزخرف که جلوی سگ بندازی نمیخوره... جک دنیلز شاید...
2- عرق کرده بود و موهایش از زیر مقنعه ریخته بود روی صورتش، چسبیده بود به پیشانیاش. بعضی وقتها بعضی آدمها عجیب زیبا به نظر میرسند.
4- بعدا اعتراف کرد که واقعا به موهاش عطر زده بوده تا اون شب وقتی باد رو پشت بوم میپیچید توش بو بده...(چه کاریه خب؟!) که واقعا میداد (بوی زلفت گمراه عالمم کرد؟) نمیدونم چند وقت از اون شب میگذره، ولی خب نوش لعلت مارا به آرزو کشت
5- نرخ بیشعوری تو این مملکت تورم دارهحکیم خنزرالدوله شغال السلطنه
6- به یارو پول دادم برات هر هفته، پنجشنبه (یادته پنجشنبهها رو؟) گل بیاره. میدونم نمیاره منم مثل یک احمق رفتار کردم، ولی بدون که میخواستم پنجشنبههات پرگل باشه.
7- انقدر دلم میخواست وقتی داشت گه میخورد بزنم تو دهنش، برای جنتلمن بودن باید از اعصابت مایه بذاری بعضی وقتها...
8- از خواب که پا شدم یکراست با لباس رفتم زیردوش، شخص ثالث که ببینه حق داره فکر کنه دیوانهام!
9- لعنت به فردا... از فردا حالم بهم میخوره...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت 22:28 توسط امام خنزری
|
Pray to God I think of a nice thing to say But I don't think I can so fuck you anyway
You`re a scum, you`re a scum and I hope that you know
That the cracks in your smile are beginning to show
Now the world needs to see that it's time you should go
There's no light in your eyes and your brain is too slow
روزی بود و روزگاری، زنی بود و شوهرش، شوهرش اخلاق عجیبی داشت، فقط با گاوها سکس داشت.
زن اما زیبا و باوقار بود، همیشه پشت سرش پچ پچی بود که این زن چرا این مردک را رها نمیکند؟ زن نیازی نداشت مرد را رها کند، تا اینکه روزی زن عاشق شد و از مرد خواست تا برود با همان گاوها بخوابد چراکه زن میخواهد با وکیل جوانی که به روستا آمده به شهر برود، مرد عصبانی شد و تفنگ شکاریاش را برداشت و به زن شلیک کرد، وقتی از خانه بیرون رفت دید زن همه گاوها را کشته است، چون میدانسته مرد چقدر احمق است.
So, FUCK you anyway
There's a look on your face I would like to knock out
See the sin in your grin and the shape of your mouth
All I want is to see you in terrible pain
Though we won’t ever meet I remember your name
Can't believe you were once just like anyone else
then you grew and became like the devil himself
Pray to God I think of a nice thing to say
But I don't think I can so fuck you anyway
You`re a scum, you`re a scum and I hope that you know
That the cracks in your smile are beginning to show
Now the world needs to see that it's time you should go
There's no light in your eyes and your brain is too slow
Can't believe you were once just like anyone else
then you grew and became like the devil himself
Pray to God I can think of a nice thing to say
But I don't think I can so fuck you anyway
Bet you sleep like a child with your thumb in your mouth
I could creep up beside put a gun in your mouth
makes me sick when I hear all the shit that you say
so much crap coming out it must take you all day
There's a space kept in hell with your name on the seat
With a spike in the chair just to make it complete
When you look at yourself do you see what I see
If you do why the fuck are you looking at me
There’s a time for us all and I think yours has been
Can you please hurry up cos I find you obscene
We can’t wait for the day that you’re never around
When that face isn’t here and you rot underground
Can’t believe you were once just like anyone else
Then you grew and became like the devil himself
Pray to god I can think of a nice thing to say
But I don’t think I can so fuck you anyway
So fuck you anyway
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت 1:21 توسط امام خنزری
|
الف) اینجا بستر ماست، صدای آه و اوه مارا از میان داغی تنمان و بوی لوشن که در هوا پیچیده میان فریادهای Hallelujah1 میشنوید.
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی، عرض ما میبری و زحمت خود میداری!
بز) اینجا بستر ماست، صدای بیپ بیپ گوشی تاچ مارا از میان تپش پیام خوردوX بر دلدار میشنوید، بلاد اسلام خوابست و موسیقی حرام.
مارا ز خیال تو چه پروای شراب است، نان حلال شیخ ز آب حرام ما!
جیگیلی جیگیلی جیگیلی سرتو بالا کن) اینجا روی زمین پایین بستر است، نینی در بستر خسبیده، دلبرک در منزل. صدای مارا گمشده میان حسنفری2 سخت کرخت3 ما میشنوید.
دهان یار که درمان درد ما را4 داشت، هرجا که رفت هیچکسش محترم نداشت!
دودول) اینجا بستر است، دلبرک پیچانده دل عاشق را، صدای مارا گویی هرگز میان این گریه نخواهید شنید.
من پیر سال و ماه نیم یار بیوفاست، نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست!
هبوط) اینجا بستر است، صدای مارا زیر تلألؤ لامپک5 میان خش خش ورد شبانه درس سحرگاهمان میشنوید.
رونق میکده از درس و دعای ما بود، جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود6!
یو آر آندر د هورس ؟) اینجا بستر است، دلبرک دلش قصد ما کردهاست، قصد ما دلبرک را کرده است، صدای مارا از میان عرعر درازگوشی میشنوید.
استاد7 به ادب باش که واخواست نباشد، افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت!
اینجا نوشت
1- آهنگ Hallelujah از Leonard Cohen که بسیار پای سکس میباشد
X- همان SMS، پیامک
2- بهجای واژه نامأنوس هندزفری استفاده شده است
3- آهنگ Comfortably Numb از Pink Floyd
4- به دلیل اینکه این نوشته اصولا به حافظ ربطی ندارد نام اورا حذف کردیم
5- لامپ کوچک - کممصرف - آنچیز که پول برق را کمتر کند - بابابرقی
6- خدا را چون حافظ آورده جبرا آوردیم، خدا کیلویی چند اصلا ؟
7- مراجعه کنید به شماره 4
پا نوشت:
نقل قول تاریخی از خنزرالدوله شغالالسلطنه در شهریور پارسال: دلم میخواهد سیگار بکشم، آدم بکشم، سکس کنم و آدم بد فیلمهای استیون سیگال باشم !
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ساعت 0:49 توسط امام خنزری
|
من امیر ژرفای تنهایی، آزاد از بند شادی؛ یک شب خفتم و هزار شب برخواستم. اگر خدا تنهاست، من خدایم و اگر ابلیس زخم خورده، من ابلیس.
به یک خدا با ظاهری آراسته، مسلط به تایپ و زبان عربی جهت تألیف جلد دوم قرآن نیازمندیم.